
به گزارش وبسایت هوش ساختمان، کارشناس اقتصاد، سیدمحسن موتورچی، بیان کرده است که مدیران دولتی و شرکتهای بزرگ صنعتی، نباید قیمت محصولات نهایی خود را با نوسانات هیجانی دلار در بازارهای غیررسمی و کانالهای تلگرامی تطبیق دهند. این رویکرد که در آن هزینه تولید با ریال یارانهای پرداخت میشود اما قیمت فروش با دلار آزاد محاسبه میگردد، مصداق بارز گرانفروشی و اجحاف در حق مصرفکننده داخلی است.
هنگامی که فولاد، پتروشیمی و سیمان که با برق و گاز تقریباً رایگان تولید شدهاند، بر مبنای نرخ ارز در بازارهای سفتهبازی قیمتگذاری میشوند، عملاً تورم وارداتی به کالاهایی که هیچ وابستگی ارزی ندارند نیز سرایت میکند و سفره مردم بیدلیل کوچک میشود. این پدیده که میتوان از آن به عنوان دلاریزه کردن ذهنی اقتصاد نام برد، نوعی خودتحریمی خطرناکتر از تحریمهای خارجی است.
به گفته موتورچی، هر بار که یک مدیر صنعتی یا سیاستگذار، مبنای محاسبات خود را دلار قرار میدهد، عملاً میخی بر تابوت ارزش ریال میکوبد. این انحصاربخشی به دلار و تبدیل آن به تنها سنجیه ارزش در ذهنیت جامعه، باعث میشود که حتی در بخشهایی که هیچ ارتباطی با تجارت خارجی ندارند، تورم ارزی بازتولید شود و اقتصاد کشور به طور کامل به نوسانات یک ارز متخاصم شرطی شود.
موتورچی، مدیریت کلان اقتصادی را به عنوان یک فرایند خطا-یادگیری، توصیف کرده و بیان کرده است که در این فرایند، گاه خطاهای راهبردی رخ میدهد که آسیب آن از صدها قطعنامه تحریمی بیشتر است و تقویت رقیب در خانه، بزرگترین این خطاها است.
وی، تجربه تاریخی آمریکا در سال ۱۹۳۳ را مثال زده و بیان کرده است که آمریکا در آن سال، با فرمانی اجرایی نگهداری طلا را برای شهروندان ممنوع کرد و آن را از دست مردم جمعآوری کرد تا به دلار شخصیت و انحصار ببخشد. این تجربه نشان میدهد که حتی اگر یک کشور بتواند خود را از وابستگی به یک ارز متخاصم خارج کند، میتواند بر ارزش پول ملی خود حاکم شود.
علاوه بر این، موتورچی، وابستگی ایران به دلار را یک دام استراتژیک محسوب کرده و بیان کرده است که زمانی که شریانهای حیاتی اقتصاد به ارزی متصل میشود که شیر فلکه آن در واشنگتن است، عملاً کنترل اقتصاد از دست سیاستگذار داخلی خارج میشود.
وی، تجربه کشورهایی مانند روسیه را مثال زده و بیان کرده است که میتوان با قطع وابستگی به پیامرسانهای مالی غربی مانند سوئیفت، اقتصاد را سرپا نگه داشت و حتی آن را در برابر تکانهها مقاومتر کرد. آمارها نشان میدهد که پس از قطع دسترسی روسیه به سوئیفت، حجم مبادلات این کشور با چین و هند با ارزهای ملی چندین برابر شد و برخلاف پیشبینیها، اقتصاد این کشور فرو نپاشید.
این تجربه اثبات کرد که سوئیفت و دلار، اکسیژن حیات نیستند که بدون آنها تنفس اقتصادی قطع شود، بلکه ابزارهایی هستند که میتوان جایگزینهای امنتری برای آنها طراحی کرد. موتورچی، شکست این بت ذهنی و واقعی را نه تنها ایران را از نوسانات ارزی نجات میدهد، بلکه الگویی برای سایر کشورهای مستقل خواهد شد تا به سوی یک نظام مالی چندقطبی حرکت کنند.
در ادامه، موتورچی، بازگشت به ریال به عنوان تنها واحد ارزشگذاری و مبادله را پیششرط اصلی برای بازسازی اعتماد عمومی و ثبات قیمتها دانسته و بیان کرده است که این عمل، نه تنها در سطح داخلی، بلکه در سطح جهانی نیز اثرگذار خواهد بود.
وی، اتصال شبکههای پرداخت ملی به کشورهای همسایه و شرکای راهبردی، ایجاد پیمانهای پولی و راهاندازی بازارهای تهاتری مدرن، را ابزارهایی معرفی کرده که میتوانند حصار تحریمها را بیاثر کنند. تحریم تنها زمانی کارایی دارد که هدف، به نظام مالی تحریمکننده وابسته باشد؛ با قطع این بند ناف، ابزار تحریم خواهد شد و بیاثر خواهد شد.
موتورچی، بخش بزرگی از تورم موجود در کشور را ناشی از انتظارات تورمی گرهخورده با دلار دان
